سلام دنیا!

سلام من اشکان رحمانی هستم و اگر بخوام خیلی خلاصه بگم از سال ۹۴ شروع به برنامه‌نویسی کردم و الان به صورت حرفه‌ای توی حوزه Web Development فعالیت میکنم و در حال حاضر تخصص اصلیم در Back-end و بیشتر پلتفرم NET. هستش.

اگر پروژه‌ نرم‌افزاری داشتین و نیاز به کمک یا مشاوره رو حس کردین، میتونین از طریق ایمیل زیر با من در ارتباط باشین: ashkan.rmk@gmail.com

اگر هم تازه کار هستین و میخواین برنامه‌نویسی رو شروع کنین اما نمیدونین چجوری و از کجا، علاوه بر یک سری مطالبی که داخل همین بلاگ نوشتم، میتونین پیج happy_developer رو در اینستاگرام دنبال کنین. اونجا من سعی میکنم بیشتر در مورد چگونگی وارد شدن به دنیای برنامه‌نویسی حرف بزنم. اگرم سوالی داشتین خوشحال میشم توی کامنتای بلاگ یا از طریق همون پیج باهاتون در ارتباط باشم 🙂

اگر دوست دارین بیشتر از من و زندگیم بدونین ادامه مطلب رو بخونین 🙂


من، یک دوست دار تکنولوژی، شاید گیک، یک دیوانه ورزش(ژیمناستیک) و در حال حاضر هم توسعه‌دهنده وب. فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعات (ورودی ٩٣) از دانشگاه صنعتی سجاد مشهد هستم و فعلن هم همینجا زندگی میکنم…

به دلایل شخصی که واسم بوجودآمده، از اینکه اینجا درس خوندم خیلی خوشحالم :))

از ۵ سالگیم وارد ورزش ژیمناستیک شدم و طی اون سال‌ها تا ۹ سالگی توی رشته‌های مختلفی مثل ووشو و شنا هم بودم اما نهایتن به این نتیجه رسیدم که به طرز وحشتناکی به ژیمناستیک علاقه‌مندم و میگفتن که استعداد دارم. پس به طور حرفه‌ای وارد این ورزش زیبا شدم و اولین مسابقه کشوریم رو هم توی همین سن شرکت کردم و دهم شدم …

این داستان ادامه پیدا کرد، هرسال مسابقات کشوری جدید و بالا اومدن رتبه من تا بالاخره رسیدن به قهرمانی کشور در سن نوجوانی و وارد شدن به تیم شاخصین ژیمناستیک هنری ایران.

خلاصه بعد از سال‌ها تمرین و حمایت خانواده و البته زحمت مربیم آقای سالاری تونستم وارد تیم‌ملی جوانان بشم و چند سالی به طور متوالی تیممون قهرمان بی‌شک ایران بود(۴ سال). در نهایت توی سن ۱۸ سالگی وارد رقابت سنگین انتخابی برای تیم ملی بزرگسالان شدم و البته انتخاب هم شدم …

یک هفته بعدبرگشتن از اردوی تیم‌ملی بزرگسالان در اواخر یک شب تمرینی عادی، حین زدن یک حرکت از ارتفاعی حدود ۱/۵ ،۲ متری با پیشونی به زمین خوردم و مهره های گردنم از دوناحیه شکست و در‌رفت و ۹۰درصد نخاعم هم آسیب دید و از گردن به پایین فلج کامل شدم(نه حس و نه حرکت).

واسه اخبار بیشترشم میتونین به لینک‌خبرگزاری های زیر یه سر بزنین:

یا هم این کلیپ مستند که برای برنامه ماه‌عسل تهیه شده رو مشاهده کنین :

برای دانلود از آپارات هم میتونین اینجا (+) برین.

خلاصه اگر کلیپ های بالا رو ببینین خیلی از حرف‌ها توش زده میشه و متوجه میشین داستان این اتفاق از چه قرار بود و به کجا رسید …

نکته مهم اینه که الان سالم و سرحال با اهداف جدید و تازه‌تر بهتر از قبلم هستمو بهترم میشم و توی مسیر جدید زندگیم همه توانم رو گذاشتم و میرم جلووو:))

تجربه بزرگ و بی‌نظیری بود و قطعن پست های بیشتری در این مورد بعدن مینویسم، چون برای کمتر کسی پیش میاد فلج کامل بشه اما کمتر از یک‌سال نشده پاشه راه بره:)))

بگذریم، داشتم میگفتم …

طراحی رو از دوران راهنمایی به عنوان یکی از علایقم شروع کردم و به خاطر همین موضوع رابطم به کامپیوتر نزدیک شد و به خاطرش مجبور بودم با ابزارها و نرم‌افزارهای کاربردی زیادی کار کنم اما هیچ تعریف و تصوری از برنامه‌نویسی و کدزدن توی اون دوران تا اواخره دوره پیش‌دانشگاهیم نداشتم.

توی دبیرستان من به امید پزشکی تا سال سوم رشته تجربی میخوندم تا اینکه به طور اتفاقی فراخوان مسابقات آزمایشگاهی و کارگاهی کامپیوتر رو توی برد مدرسه دیدم و توش ثبت نام کردم که برم. تصوری که از خودم داشتم این بود که الان میرم و یه تفریح دوره همی و آخر میشم برمی‌گردم. اما وقتی بودجه بندی رو نگاه کردم دیدم تقریبن هرچی گفته رو بلدم غیره یک مورد که نوشته بود برنامه نویسی ویژوال بیسیک۶ که تاحالا اسمشو فقط از دور شنیده بودم. رفتم منابعشو گرفتم و نشستم به خوندن، اما اتفاقی که افتاد تقریبن هیچی نفهمیدم:)) خلاصه روز آزمون شد و رفتم.

یک هفته بعد نتایج اومد و به طرز باورنکردنی توی این مسابقات اول شده بودم. این اتفاق باعث شد خیلی بیشتر از قبل علاقه‌مند به کامپیوتر بشم و حس کردم علاقه اصلی خودمو کشف کردم و به ریاضی تغییر رشته دادم تا بتونم دانشگاه رشته کامپیوتر بخونم. این اتفاق تلنگری بهم زد که دنیایی توی کامپیوتر وجود داره به اسم برنامه نویسی که هزاران برابر بزرگتر از سطح تصورات من هستش و من هنوز هیچی ازش نمیدونم.

در نهایت کنکور دادم و موقع انتخاب رشته تنها ۲ تا انتخاب نوشتم. اولی شبانه مهندسی کامپیوتر گرایش نرم‌افزار دانشگاه فردوسی و دومی هم مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه سجاد، که البته دومی رو آوردم:))

مدتی رو به صورت فریلنسری (آزاد) پروژه‌های طراحی پوستر و دیزاین و همینطور ساخت موشن‌گرافیک انجام میدادم و یک تایمی هم توی یک شرکت غذایی، طراحی بسته‌بندی فست‌فود هارو انجام میدادم.

در همین حین برنامه‌نویسی رو از ترم اول دانشگاه به لطف یک استاد سخت گیر با سی‌پلاس‌پلاس شروع کردم و کم کم وارد حوزه‌ها و زبان‌های دیگه شدم.

حدود دوسال اپلیکیشن‌های موبایلی رو تحت جاوا برای پلتفرم اندروید پیاده‌سازی میکردم و بعد از اون به دلایلی که اینجا (+) نوشتم، بیخیالش شدم تا اینکه وارد دنیای وب شدم و خیلی جدی پیگیر و دنبال کردمش تا بلخره روی برنامه نویسی سمت سرور وب با ASP.NET Core متمرکز شدم و همینطور برای سمت کلاینت شروع کردم به کار با فریمورک ReactJS که نتیجش منجر به ورود من به دنیای حرفه‌ای برنامه‌نویسی و اولین تجربه حرفه‌ای شغلیم شد که اینجا (+) در موردش کامل نوشتم. برای جزئیات بیشتر هم میتونین یک سر به لینکداینم بزنین…

حالا اینجور که پیش بینی کردم قراره یک سری چیزا از خودم اینجا بگم و صرفا یک بلاگ شخصی از تجربیات، ایده ها، چیزایی که یاد میگیرم و البته خاطرات روزمره‌ام هست که اینجا به اشتراک میزارمشون.

فکره زدن همچین جایی واسه خودم رو خیلی وقته دنبال خودم میکشوندم
و همیشه دنبال یک فرصت بودم که عملیش کنم، که کردم. باشد که کارا باشد …
بالاخره بعداز یک دنگ و فنگ نسبتا طولانی به این نتیجه انقلابی رسیدم که این بلاگ رو در بهمن ماه سال ۹۵ به چند دلیل که تو ادامه میگمشون بزنم.

شاید اولین دلیلش این باشه که چند سال دیگه برگردم و ببینم همه چیز از کجا شروع شد، چیا تو ذهنم بود و الان چی هست… چی بودم و چی شدم …
دومیش اینکه اگر کسی به مشکلی مشابه من تو انجام کاراش یا حتا زندگی روزمرش برخورد شاید بتونه یک کمک کوچولویی واسش باشه.
سومیش نوشتن رو دوست دارم:)
چهارمیش اینکه داشتن وبلاگ شخصی، یک رسم برای کسایی هست که خودشونو گیک میدونن یا حداقل دوست دارن تو این مسیر باشن.
پنجمیش رو هم متاسفانه نمیتونم بگم …

خلاصه که سعی میکنم توی هر نوشته به یک مبحثی در حوزه خودمون یعنی IT و دنیای برنامه نویسی اشاره کنم یا اگر تونستم یک توضیح اجمالی یا آموزشی , تجربه ای چیزی اینجا بنویسم.

توی شبکه های اجتماعی هم کم و بیش هستم و میتونیم اونجا بیشتر در ارتباط باشیم. در آخر خوشحال میشم شما دوستان عزیز تو این مسیر کمکم کنین و با نظراتون این کار رو کامل کنین.

شاد باشید و خوشحال …

پ.ن۱:

اگه نمیدونین گیک یعنی چی؟؟!

به طور کلی Geek به فردی با رفتارهای غیر متعارف گفته می‌شه… اما امروزه توی حوزه ی فناوری، به فردی متخصص گفته می‌شه که کارش رو نه به خاطر کسب درآمد، بلکه به خاطر عشقش به اون کار انجام می‌ده و همین اشتیاق به کارش باعث می‌شه که برای یادگیری و پیشرفت شب و روز نشناسه!

فلش‌های ناوبری پست

44 دیدگاه On سلام دنیا!

  • چقد قشنگ بود این پست
    با اینکه در کنارت بزرگ شدم و به عنوان استاد همیشه ازت یاد گرفتم…ولی بازم خوندن زندگیت واسم جذاب و هیجان انگیره…همیشه یک قهرمان بودی و هستی
    آرزوی همیشگیم پیشرفتته …:*

  • بسیاااار عالی
    مسیر جالبی رو طی کردی و امیدوارم از این به بعدش رو هم عالی طی کنی

  • و اما کامنت اصلی:
    چرا تو نظرات نمیشه استیکر گذاشت؟
    :))))))

  • درود به تو پشتکارت
    عالی بود

  • انشالله که همیشه با همین جدیت در تمامى کار هات پیش برى و هروز موفق تر از دیروزت باشى و البته سلامت 😉

  • بلاگ جالبیه
    میشه گفت روند باحالی رو تا الان پیش رفتی
    امیدوارم در ادامه موفق باشی

    واقعا هیج چیز برای آدم جذاب تر از این نیست که از کاری که میکنه راضی و خوشحال باشه.
    بقیش میگذره
    توی یک چشم به هم زدن!

    مرسییی رفیق:)

  • مردان کوچک آرزو میکنند و مردان بزرگ اراده.
    باعث افتخارمه دوستی مثل تو دارم (جمله بندی هم که خودت بیشتر در جریانی ^.^)

  • پنجمیش چی بود ناقلاااااااااااااا D:

  • سید معین الدین سعادتی

    پست خیلی باحال و قشنگی بود – بیشتر شناختمت D:
    از نحوه کنکور و تغییر رشتت خیلی خوشم اومد و برام جالب بود
    امیدوارم بتونیم با هم پروژه های اشتراکی بزنیم
    قطعا کار کردن با تو لذت بخشه و خوشحالم و همینطور متشکرم که هستی

    • مرسی معین جان … نظر لطفته 🙂
      حتمن .. منم خیلی خوشحال میشم کار مشترک بکنیم…
      امیدوارم توهم توی مسیرت موفق باشی … :)))

  • کلی خاطره واسم زنده شد تو بعضی قسمتای متن. عالی بود. قویتر از قبل هم ادامه بده خدا خیلی دوستت داره نمیدونم چرا ??بهترینی ???

  • بله میدونم ولی بازم کامل خوندمش ……. همین روحیتو حفظ کن مطمئن باش به همه اون چیزایی که تو ذهنته میرسی

  • سلام . چه قدر این روحیه قشنگت به آدم حال خوب و انرژی مثبت میده !
    کاش میتونستم بیشتر تجربه هاتو بخونم . یکم بیشتر بنویس پس لطفا :/
    موفق که بودی تا الان ، پس ان شا الله متعالی باشی در کنار خانواده و دوستای خوبت .
    یا علی

  • اصلا تصورشم نمی کردم همچین ماجرایی هایی تو زندگیتون داشتین من شما یه آدم که توی رشته ای که میخونه موفق میدونستم ولی الان فهمیدم خیلی توانمند تر هستین

  • پینگ بک: سال ۹۷، ادامه یک ماجراجویی - زندگی یک دولوپر خوشحال ()

  • با اینکه ندیدمت ولی از راه دور کلی انرژی مثبت ات قابل لمس بود از اول ام و اینکه با خوندن بلاگ ات بیشتر از قبل یقین پیدا کردم که سوپرمنی💪🏻
    کلی آرزوهای قشنگ برای شما پسر آقای رحمانی بزرگ😉

  • رفیق خیلی خیلی خوشحال شدم ک تونستی سلامتیتو به دست بیاری و مطمیینم که تو الان خیلی بیشتر از امثال من قدر سلامتیو میدونی
    در ضمن پست هات خیلی کمکم میکنه واااااقعاااا ممنون
    سربلند باشی

  • سلام
    خیلیییییییییییییییییییییییییییییی مردی به مولا
    میشه آدرس صفحات فضای مجازی تو بدی؟؟

  • سلام
    خیلی داستانت جالب بود. واسه من که خیلی تاثیرگذار بود. من برعکس تو زمان مدرسه دوست داشتم ریاضی بخونم و برم واسه اخترفیزیک ولی به خاطر یه اتفاق کامپیوتر خوندم، ولی متسفانه تو همون دو سال ازش زده شدم.
    ولی الان دوباره شروع کردم و دارم پایتون کار میکنم و میخوام برم واسه هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، شایدم دیتا ساینس کار کنم.
    خلاصه اینکه با دیدن افرادی مث تو انگیزه م روز به روز بیشتر میشه!
    دمت گرم که هستی پسر…

  • سلام امیدوارم همیشه سالم و خوشحال باشید . ممنون برای پستای خوبتون واقعا توی تصمیم گیری کمکم کردن رشته منم کامپیوتره

    یه سوال پایین وبلاگ نوشته شده تحت مجوز کریتیو کامنز ولی یه سایت خارجیه . میخواستم بدونم خودت طراحی کردی یا به همه قالب رایگان ارایه میده ؟

  • کامپیوتر عشق منه ولی بنا به دلایلی تجربی خوندم کنکورم دادم ولی به خاطر اینکه علاقه ای به این رشته نداشتم موفق نشدم تصمیم گرفتم دوباره تو تجربی پشت کنکور بمونم
    یه روز خیلی اتفاقی نوشته شما رو در مورد مهندسی کامپیوتر تو ویرگول خوندم همون لحظه تصمیم گرفتم کنکور ریاضی بدم و مهندسی کامپیوتر بخونم دنبال علاقم برم
    الان هم درس میخونم برا کنکور و هم کنارش به صورت خودآموز پایتون یاد میگیرم
    مرسی که به من جرئت دادین تو راهی قدم بردارم که عاشقشم

  • ای ای ای!
    نمیدونم چرا اتفاقی اتفاقی اومدم توی وبلاگت، اتفاقی هم اومد این پست رو خوندم و داغ دلم تازه شد و سوختم!
    اگر بخاطر معاون فناوری شتر مدرسه ما نبود، عمرا اول و دوم میشدی!بهترین حالت سوم. شایدم عمرا میومدی کامیپوتر 🙂
    من اون زمان خیلی عالی بودم و چقدر هم اون سال برای مسابقات کارگاه کامپیوتر تلاش کردم، بخاطر معاون خالی بند مدرسه که قرار بود مارو ببره مسابقه و بخاطر برف نیومد، از مرحله اولش موندیم.
    البته چون معلممون رئیس کامیپوتر ناحیه بود و میدونست مهارت و تواناییمون(من و محمدرضا خطیب) خیلی از بقیه بالاتره و با آمادگی کامل و بی تقصیر از مرحله اول موندیم، پادرمیونی کرد و توی مرحله بعدیش شرکت کردیم و عالی هم نتیجه گرفتیم که بیایم نهایی، اما اخر کار، بقیه مسئولا علی رغم اینکه بهترین بودیم بخاطر همون مرحله اول مخالفت کردن و ما موندیم و شما شدی اول و شد نقطه عطفت…!
    یعنی یکی از بی نتیجه ترین بیشترین تلاشهای زندگیم همین بود!
    خلاصه موفق باشی
    وبلاگت رو هم پرقدرت همینطور بی حاشیه سیاسی و مسخره بازی های مدامروزی ادامه بده بلکه هدایت و راهنمایی خوبی برای تازه کار ها باشی
    متاسفانه افراد موفق و متخصص حوزه تکنولوژی توی ایران، بی هیچ تخصص “واقعی ” درمورد ریز و درشت مسائل غیرمرتبط نظر میدن(درست یا غلطش هم مهم نیست) نمیذارن روی یک حوزه کامپیوتر که میخوایم دوتا مقاله بخونیم اعصابمون راحت باشه بتونیم تمرکز کنیم…
    شما خواهشا اینطور نشو! یک مرجع امن و متمرکز باش که هروقت ملت بهش رجوع میکنن متمرکزتر و اگاه تر و قوی تر و بامهارت تر ازش بیان بیرون!

    • ممنون از فیدبکت… البته که من شما رو نمیشناسم…
      ولی اون مسابقه بیشتر یک فان تو دوران خودش واسم بود تا نقطه عطف زندگیم :)))
      من وقتی از تجربی اومدم ریاضی قصدم انتخاب رشته کامپیوتر بود و نقطه عطفم وقتی بود که فهمیدم رشته کامپیوتر به هیچ دردی نمیخوره و هیچی یاد نمیدن توی دانشگاه و خودم استارت یادگیری برنامه‌نویسی رو زدم…
      تجربیاتم رو توی این پست نوشتم:
      https://ashkanam.ir/blog/computer-science/
      در نهایت تو هر مسیری هستین موفق باشین

      • آها پس متن ت رو اصلاح کن چون تمرکزت در کل متن و همچنین نوع و حالت نوشتتن که بعد اومدن نتایج و…. اومدی ریاضی و… یه چیزدیگه میگه!
        من براساس متن خودت نوشتم :))))))) اشکال نداره سه ونیم سال از متنی ک نوشتی میگذره یادت شده :)))))
        حالا مهمم نیست کلن صرفا یه خاطره برام زنده شد که دوران جالبی بود یه حسرتی گفتم بخورم!
        نکته بعدی توی سجاد چیزی یاد نمیدن! این درسته
        توی “دانشگاه” چیزی یاد میدن! این درسته
        لزوما دانشگاه قرار نیست سریع متخصص کسب درآمد و برنامه نویس حرفه ای تربیت کنه، قراره محقق و مولد علم تولید کنه!
        تا الان هم مسئولیتشو حداقل در جهان کاملا درست انجام داده :)))
        امثال استیوجابز استثناعن! و غیراز خلاقیت و نوآوری، پیشرفتش رو مدیون دانشگاه رفته های نخبه ست(چه نخبه های DOD چ نخبه های خود اپل)
        ۹۰درصد کسایی که میگن دانشگاه بدرد نمیخوره، واقعا دانشگاه نرفتن، یه موسسه ای وقت گذروندن، مثل شما مثل من!
        #سجاد_فردوسی_علامه_ امیرکبیر_دانشگاه_نیستن :)))
        البته میتونم تا قیامت بحث کنیم ببینیم واقعا کی راست میگه :)))) ولی مهم نیست
        موفقیت رفیق راهت متخصص!
        ارادتمند اشکان کبیر
        😉

پاسخ بده:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.

فوتر سایت

تمامی مطالب تحت مجوز کریتیو کامنز ۴ منتشر میشوند.